به پایگاه اطلاع رسانی گروه جهادي رضوان خوش آمدید اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا
دوشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۸۹
  
 
 
 جستجو  
 عضویت در خبرنامه  
  


 
     ياداشتهاي ويژه:  
 
 
اگر با آمدن آفتاب از خواب بيدار شويم، نمازمان قضاست!... بصيرت
 
دریافت فایل های مرتبط با مطلب
5.فايل pdf مطلب(135KB)
کد مطلب: 48
تاريخ: سه شنبه ۹ آذر ۱۳۷۸
يادداشت: فرمايشات اخير ولي‌امر‌مسلمين و علي‌الخصوص بيانات ايشان در ديدار خبرگان رهبري، ضرورت تدبر بيشتر در آزمون‌هاي الهي را روشن‌تر كرد. مطالب زير گزيده‌اي از هدايتگري ايشان در آن جلسه است كه مطالعه تمام مطلب قطعا مفيد خواهد بود
 
 


بسم الله الرحمن الرحيم


 


 


اگر با آمدن آفتاب از خواب بيدار شويم، نمازمان قضاست!


آیات الهی، سیره  اولیا و احوال پیشینیان، حکایت از لزوم زمانه­آگاهی اهل خرد و تدبیر اهل حق در گذر از مسیر پر فراز و نشیب تاریخ دارد. التزام به دین حق، مستلزم درک جایگاه تاریخی جوامع و جایگاه اجتماعی افراد در نبرد دائمی جریان­های حق و باطل، و ادای   مدبرانه تکلیف در این صحنة تاریخی است. قیام و جهاد در این جبهه، هیچ­گاه تعطیل نبوده و نیست. این نبرد را پایانی محتوم در تقدیر الهی است: غلبه حق بر باطل و مظلوم بر ظالم. پایانی که به دست آخرین فرزند احمد(ص) رقم خواهدخورد؛ آن زمان که نمی­دانیم. و سرّ این انتظار دائم شاید، آمادگی دائم است: خائِفٌ یَتَرَقَّب.


و میدانیم که آماج تیرهای فتنه و شبهه، سهو و لهو، غفلت دوستان و مکر دشمنان ، به حق شایسته ترس و مراقبه است. و بصيرت، سلاح مجاهدان و محبّان براي مقابله با فتنه زمانه و قرارگيري در اردوگاه اسلام است و تازه از اين نقطه است كه جنگ سخت و نرم آغاز مي‌شود.


فرمايشات اخير ولي‌امر‌مسلمين و علي‌الخصوص بيانات ايشان در ديدار خبرگان رهبري، ضرورت تدبر بيشتر در آزمون‌هاي الهي را روشن‌تر كرد. مطالب زير گزيده‌اي از هدايتگري ايشان در آن جلسه است كه مطالعه تمام مطلب قطعا مفيد خواهد بود:


*****


بسم‌الله الرحمن الرحيم


... منصرف كردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن! اين خطر ديگرى است كه به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمايه‌‌گذارى مي‌كند .... البته دشمنى او خلاف انتظار نيست، غفلت ما خلاف انتظار است. ... اين ترفندهاى دشمن است. اينها را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنى‌‌اش را مي‌كند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست. يك وقت مى‌‌بينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار مي‌گيريم - در پازل، مجموعه‌‌اى را كنار هم مي‌چينند، تا يك شكلى از تويش در بيايد - تا يكى از اين اجزاء را ما تأمين بكنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى كنيم كه تأمين‌‌كننده‌‌ى اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع كه وقتى كنار هم گذاشته‌مي‌شود، يك كلمه‌‌اى از تويش در‌مى‌‌آيد. دشمن يك جدولى اين جورى درست‌كرده، براى اينكه يك حرفى از تويش در‌بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم!‌ اين را بايد مراقبت كرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل‌نكنيم؛ پازل دشمن را كامل‌نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد مي‌كند و چه كار مي‌خواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم.


بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسى و گروه‌‌هاى سياسى انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلى از رفتارهاى ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضى از كارها از روى بى‌‌بصيرتى است.


اين محورهائى كه عرض شد اين خطوط دشمن را ما در عمل خودمان و در اظهارات خودمان بايد محاسبه كنيم و بايد اينها را در محاسبات خودمان بگنجانيم، كه اگر اظهارنظرى هم مي‌خواهيم بكنيم، با توجه به اين‌ها باشد؛ عمل و اقدامى مي‌خواهيم بكنيم، با توجه به اين‌ها باشد؛ ببينيم آيا داريم به دشمن كمك مي‌كنيم يا نه. اين به نظر من چيز مهمى است.


اين را هم عرض بكنيم؛ بعضى‌‌ها در فضاى فتنه، اين جمله‌‌ى «كن فى الفتنة كابن اللّبون لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب[1]» را بد مي‌فهمند و خيال مي‌كنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: «بكش كنار». اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه‌‌گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لا ظهر فيركب و لا ضرع فيحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود.


در جنگ صفين ما از آن طرف عمار را داريم كه جناب عمار ياسر دائم - آثار صفين را نگاه كنيد - مشغول سخنرانى است؛ اين طرف لشكر، آن طرف لشكر، با گروه‌‌هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود ديگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ى عظيمى بود؛ يك عده‌‌اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود؛ اين طرف مي‌رفت، آن طرف مي‌رفت، براى گروه‌‌هاى مختلف سخنرانى مي‌كرد - كه اينها ضبط شده و همه در تاريخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌اى كه «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روايت دارد كه آمدند خدمت حضرت و گفتند: «يا اميرالمؤمنين - يعنى قبول هم داشتند كه اميرالمؤمنين است - انّا قد شككنا فى هذا القتال» ما شك كرديم. ما را به مرزها بفرست كه در اين قتال داخل نباشيم! خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ضرعى است كه يُحلب؛ همان ظهرى است كه يُركب! گاهى سكوت‌كردن، كنار‌كشيدن، حرف‌نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند. اميدواريم ان‌‌شاءاللَّه خداى متعال ما را و شما را به آنچه مي‌گوييم، به آنچه نيت داريم، عامل كند؛ موفق كند.


*****


به حول و قوه خداوند متعال، گروه جهادي رضوان فعاليت خود را براي تهيه مجموعه‌اي با محتواي "بصيرت" آغاز كرده است كه ان‌شاالله در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت. انتهاي بحث حاضر و آغاز اين حركت را نيز با جمله‌اي از رهبري فرزانه خاتمه مي‌دهيم:


"بارها من اين جمله را از آن بزرگوار‌(اميرالمومنين عليه الصّلاة و السّلام) نقل‌كردم‌-‌در جنگ‌صفين فرمود: «لا يحمل هذا العَلَم الّا اهل البَصَر و الصّبر». اين پرچم را كسانى مي‌توانند بلند كنند كه اولاً بصيرت داشته باشند، بفهمند قضيه چيست، هدف چيست؛ ثانياً صبر داشته باشند. صبر يعنى همين استقامت، ايستادگى، پابرجائى".[2]







[1] كلمات قصار- نهج‌البلاغه


[2] ديدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) 9/5/87


 
     
 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 
بازگشت

info[at]Rezvaan.com Copyright All right Reserved